هان ای دل خفته، عمر بگذشت
تا کی خسبی که کاروان رفت
ای جان جهان چه می نشینی؟
برخیز که جان شد و جهان رفت
از جمله نیستان این راه
آن برد سبق که بی نشان رفت
چون نیستی از زمین توان برد
کی هست توان بر آسمان رفت
محتاج به دانه زمین نیست
مرغی که ز شاخ لامکان رفت
عطار چو ذوق نیستی یافت
از هستی خویش بر کران رفت
از زمین محافظت کنید زیرا مانند مادر شماست چون کسی کاری از خوب یا بد روی زمین انجام نمی دهد مگر این که (روز قیامت) خبر می دهد.
نهج الفصاحه
نگاه محدود ما می تواند طبیعت را تا حد یک ماشین بی هدف و حیات تنزل دهد، ماشینی که دائما به کار یکنواخت مشغول است. چه فقر آلود است اگر به خلقت این طور نگاه کنیم و اگر کمی فکر کنیم چقدر پیامدهای چنین نگاهی برای ما که بر روی زمین زندگی می کنیم دردناک خواهد بود، بهشتی که ساده و سهل ویرانش می کنیم!
چرخ گیتی دائما در گردش است
همچو چرخ ساعت دوار ما
لیک این تشبیه بی سامان بود
حاصل اندیشه ی گمراه ما
جنبش عالم ز افعال خداست
گرچه خارج باشد آن از درک ما
پرده بردار از نمای این جهان
تا ز جهل آسوده گردد جان ما
(از آثار دکتر نصر)
من با كدام دل به تماشا نشسته ام؟
- آسوده
- مرگ آب و هوا و نبات را؟
- مرگ حيات را؟
- در انهدام جنگل،
- در انقراض دريا
- در قتل عام ماهي
- من با كدام مايه صبوري
- فرياد بر نداشتم ...
خيلي ها در برابر نابودي طبيعت، فرياد كه چه عرض كنم حتي آه هم نمي كشند، گاهي كه اصلا با خبر نمي شن، وقتهايي هم كه دست و پا شكسته از اين طرف و آن طرف خبرهايي مي رسه فقط در حد شنيدن اكتفا مي كنن و از كل قضيه به سادگي رد مي شن !
غافل از اينكه در اين چرخ گردون هيچ ذره اي بي اثر خلق نشده و افتادن هر برگي از درخت حساب و كتابي داره.
اين يعني مواظبت و مراقبت از طبيعت نه تنها لازم بلكه ضروريه چون هر اتفاق كوچكي كه در عرصه طبيعت بيافته اثر مستقيمي روي ديگر زمينه ها بر جاي ميگذاره و ...
شايد نگاهي ساده به طبيعت اين طوري باشه كه از ديدن مظاهر زيباي الهي - كه در قالب شكلهاي متنوع در طبيعت آورده شدن - لذت ببريم،
مثلا نغمه خواني پرنده اي براي لحظه اي كوتاه به نظرمون زيبا بياد يا كنار رودخانه اي بنشينيم و از ديدن ريزش آب و صداي برخوردش با سنگها و عبورش از شكافهاي سخت، لذت ببریم؛ خب تا اينجاي كار اشكالي نداره چون به قول معروف «اگر خيرمون نمي رسه لااقل شر هم نرسونديم»
اما اون زماني خطر آفرين مي شيم كه درخت رو قطع مي كنيم تا به جاش خونه بسازيم يا حيوان كميابي رو شكار مي كنيم و ...، اين حيطه ها خطرناكند چون تجربه نشون داده كه تلاش چندين صد ساله آدما منجر به اين شده كه حداقل يك گونه در هر روز منقرض بشه (به تقريب)، و اين حاصل اصلا رضايت بخش نيست، اما راه حل چيه؟
بعد از یک فاصله نه چندان طولانی دوباره آمدم و می خوام با طبیعت شروع کنم:
به قول شاعر:
اي چشم خسته دوخته بر ديوار!
برخيز و بر جمال طبيعت،
چشمي ميان پنجره واكن!
همچون كبوتران سبكبال،
خود را به هر كرانه رها كن.
طبيعت مرهم بسياري از دردهاست، مرهمي كه فراموش شده ؛ اما هست در دسترس و بخشنده.

ما باید در خصوص مطلب خوب و آموزنده ای که می خوانیم فکر کنیم
آن را بفهمیم و سپس آن را به بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره خود تبدیل کینم.
(مهاتما گاندی)
کمی هم وقت برای فکر کردن بگذارید مفید است
فقط عکس العمل نشان ندهید...

یه پیشنهاد :
از اردک یاد بگیرید.
آرام و خونسرد باشید
اما پا بزنید و پیش بروید.
(الگوهای طبیعت بهترین هدیه هایی هستند که همواره پیش روی ما قرار دارن)
زماني به زبان گلها سخن مي گفتم،
زماني هر كلمه اي را كه كرم ابريشم مي گفت مي فهميدم،
زماني در خفا به وراجي هاي سارها مي خنديدم،
و در رختخوابم با مگسي گپ مي زدم.
زماني به تمام سئوال هاي جيرجيرك ها گوش مي دادم
و به تمام آنها جواب مي دادم،
و با گريه ي هر دانه برف در حال مرگ كه فرو مي افتاد
همدردي مي كردم.
زماني به زبان گل ها سخن مي گفتم...
چه شد كه اين ها همه از يادم رفت؟
چه شد كه اين ها همه از يادم رفت؟
سیلور استاین

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|