تبليغاتX
سرود حقیقت در طبیعت
 
 
 

هان ای دل خفته، عمر بگذشت

تا کی خسبی که کاروان رفت

ای جان جهان چه می نشینی؟

برخیز که جان شد و جهان رفت

از جمله نیستان این راه

آن برد سبق که بی نشان رفت

چون نیستی از زمین توان برد

کی هست توان بر آسمان رفت

محتاج به دانه زمین نیست

مرغی که ز شاخ لامکان رفت

عطار چو ذوق نیستی یافت

از هستی خویش بر کران رفت

  نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:14  توسط هم نوا   | 

 

 

از زمین محافظت کنید زیرا مانند مادر شماست چون کسی کاری از خوب یا بد روی زمین انجام نمی دهد مگر این که (روز قیامت) خبر می دهد.

نهج الفصاحه

  نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 19:6  توسط هم نوا   | 
 

نگاه محدود ما می تواند طبیعت را تا حد یک ماشین بی هدف و حیات تنزل دهد، ماشینی که دائما به کار یکنواخت مشغول است. چه فقر آلود است اگر به خلقت این طور نگاه کنیم و اگر کمی فکر کنیم چقدر پیامدهای چنین نگاهی برای ما که بر روی زمین زندگی می کنیم  دردناک خواهد بود، بهشتی که ساده و سهل ویرانش می کنیم!

 

چرخ گیتی دائما در گردش است

همچو چرخ ساعت دوار ما

لیک این تشبیه بی سامان بود

حاصل اندیشه ی گمراه ما

جنبش عالم ز افعال خداست

گرچه خارج باشد آن از درک ما

پرده بردار از نمای این جهان

تا ز جهل آسوده گردد جان ما

(از آثار دکتر نصر)

 

  نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 10:24  توسط هم نوا   | 
 

من با كدام دل به تماشا نشسته ام؟    

 - آسوده

- مرگ آب و هوا و نبات را؟                 

- مرگ حيات را؟

- در انهدام جنگل،                          

 - در انقراض دريا

- در قتل عام ماهي                         

- من با كدام مايه صبوري

- فرياد بر نداشتم ...

 

خيلي ها در برابر نابودي طبيعت، فرياد كه چه عرض كنم حتي آه هم نمي كشند، گاهي كه اصلا با خبر نمي شن، وقتهايي هم كه دست و پا شكسته از اين طرف و آن طرف خبرهايي مي رسه فقط در حد شنيدن اكتفا مي كنن و از كل قضيه به سادگي رد مي شن !

غافل از اينكه در اين چرخ گردون هيچ ذره اي بي اثر خلق نشده و افتادن هر برگي از درخت حساب و كتابي داره.

اين يعني مواظبت و مراقبت از طبيعت نه تنها لازم بلكه ضروريه چون هر اتفاق كوچكي كه در عرصه طبيعت بيافته اثر مستقيمي روي ديگر زمينه ها بر جاي ميگذاره و ...

 

  نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 21:58  توسط هم نوا   | 
 

شايد نگاهي ساده به طبيعت اين طوري باشه كه از ديدن مظاهر زيباي الهي - كه در قالب شكلهاي متنوع در طبيعت آورده شدن - لذت ببريم،

مثلا نغمه خواني پرنده اي براي لحظه اي كوتاه به نظرمون زيبا بياد يا كنار رودخانه اي بنشينيم و از ديدن ريزش آب و صداي برخوردش با سنگها و عبورش از شكافهاي سخت، لذت ببریم؛ خب تا اينجاي كار اشكالي نداره چون به قول معروف «اگر خيرمون نمي رسه لااقل شر هم نرسونديم»

اما اون زماني خطر آفرين مي شيم كه درخت رو قطع مي كنيم تا به جاش خونه بسازيم يا حيوان كميابي رو شكار مي كنيم و ...، اين حيطه ها خطرناكند چون تجربه نشون داده كه تلاش چندين صد ساله آدما منجر به اين شده كه حداقل يك گونه در هر روز منقرض بشه (به تقريب)، و اين حاصل اصلا رضايت بخش نيست، اما راه حل چيه؟

  نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 8:45  توسط هم نوا   | 
دوباره سلام

بعد از یک فاصله نه چندان طولانی دوباره آمدم و می خوام با طبیعت شروع کنم:  

 به قول شاعر:

اي چشم خسته دوخته بر ديوار!

برخيز و بر جمال طبيعت،

چشمي ميان پنجره واكن!

همچون كبوتران سبكبال،

خود را به هر كرانه رها كن.

 

طبيعت مرهم بسياري از دردهاست، مرهمي كه فراموش شده ؛ اما هست در دسترس و بخشنده.

 

  نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 9:57  توسط هم نوا   | 
 

 شخصي بنام «جرج ريوس» معلم كلاس پنجم دبستان ما بود كه 190 سانتي متر قد و 110 كليوگرم وزن داشت. او در كلاس ناگهان داد مي زد: ساكت، سپس با حروف درشت روي تخته سياه مي نوشت CANT (نتوانستن) و بعد نگاه خود را بطرف شاگردان برمي گرداند و مي پرسيد خب بايد چه كنيم؟ با توجه به اينكه مي دانستيم او چه مي خواهد همه در جواب مي گفتيم: T را حذف كنيد و او هم با ژست خاصي T را پاك مي كرد و با اين صورت CAN (توانستن) باقي مي ماند و پس ازتكان دادن گچ از دست خود مي گفت: اين درسي است مهم براي شما اگر بخواهيد و بر اين باور باشيد كه مي توانيد، پس شما مي توانيد.

 

                                                                                    پرومود باترا

 

      

 

  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 23:59  توسط هم نوا   | 
 

ما باید در خصوص مطلب خوب و آموزنده ای که می خوانیم فکر کنیم

 آن را بفهمیم و سپس آن را به بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره خود تبدیل کینم.

(مهاتما گاندی)

 

کمی هم وقت برای فکر کردن بگذارید مفید است

فقط عکس العمل نشان ندهید... 

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 18:22  توسط هم نوا   | 
 

یه پیشنهاد :

از اردک یاد بگیرید.

آرام و خونسرد باشید

اما پا بزنید و پیش بروید.

(الگوهای طبیعت بهترین هدیه هایی هستند که همواره پیش روی ما قرار دارن)

 

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 18:55  توسط هم نوا   | 

 

زماني به زبان گلها سخن مي گفتم،

زماني هر كلمه اي را كه كرم ابريشم مي گفت مي فهميدم،

زماني در خفا به وراجي هاي سارها مي خنديدم،

و در رختخوابم با مگسي گپ مي زدم.

زماني به تمام سئوال هاي جيرجيرك ها گوش مي دادم

و به تمام آنها جواب مي دادم،

و با گريه ي هر دانه برف در حال مرگ كه فرو مي افتاد

همدردي مي كردم.

زماني به زبان گل ها سخن مي گفتم...

چه شد كه اين ها همه از يادم رفت؟

چه شد كه اين ها همه از يادم رفت؟

                                                                              سیلور استاین

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 16:36  توسط هم نوا   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM